تبليغاتX
هیمه

ساختار مسلط اقتصادی با تمام ابزاری که در اختیار دارد نمی تواند بر ماهیت ارتجاعی خود سر پوش بگذارد . چرا که ماهیت متناقض ایدئولوژی سرمایه داری در بسیاری موارد خود را افشا می کند. و در ایران متکی بر فرماسیون اقتصادی مبتنی بر ساختار رانتیر این متناقض نمایی بصورت کمیک خود را عرضه می کند. و هنگامی که تمنای دستیابی به لذت با آموزه های سنتی - مذهبی در مقابل هم قرار می گیرد یکی را به سود دیگری نمی توان حذف کرد و اگر حذفی در بین باشد آن را بایستی به صورت تدریجی انجام داد تا به قبای کسی بر نخورد . شبکه های حکومت ساخته که از حوزه خلیج فارس و حتی از ایران برنامه پخش می کنند نمونه واقعی این تضاد ها هستند. این شبکه ها در حالی که اقدام به بسط الگو های مصرف و ایجاد بازار مصرف برای بورژوازی تازه به دوران رسیده (نسل سومی ها که در ساختار رانتیر ایران شکل گرفته اند ) کرده اند بخاطر موانع مذهبی - سنتی قادر نیست لذت آنها را تکمیل کنند . نگاهی به برنامه های این شبکه ها در ایام خاص این تضاد ها را آشکارتر می سازد. با این وجود به نظر می رسد مسیری را که برخی به اصطلاح تکنو کرات ها برای انتقال سرمایه از بازار به شرکت های شمال شهر بر عهده گرفتند در عرصه رسانه کارگزاران فرهنگی تکنوکرات ها بر عهده دارند .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت   توسط جعفر ابراهیمی ازندریانی  | 

رضا عباسی ، فعال حقوق بشر، عضو هیات موسس  انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی آذربایجان و... به یک سال حبس از سوی دادگاه انقلاب زنجان محکوم شد. آخرین باری که رضا را دیدم در تکاپوی دفاع از حقوق زندانیان آذربایجان به تهران آمده بود تا به امثال مزروعی  بفهماند که زندانی فرادست و فرودست دارد" بی شک شکنجه ای که لسانی و...می بینند مانی نیستانی نمی بیند که حالا تمام تلاش انجمن صنفی  روزنامه نگاران شده نجات مانی " اگر چه در تمام گفتارش بر حق نیستانی به عنوان یک زندانی تاکید داشت . بعد از آن هم یک "اس ام اس" برایش فرستادم که از یاشار چه خبر؟ وقتی که جوابی نگرفتم فهمیدم که رضا برای تاوان جسارت و صداقتش باید در قرنطینه صفرآباد بماند . به همان سان که به کوتاهی شب تردید نداریم  آزادی او را به وضوح سپیده دمان به انتظار می نشینیم.

پ.ن: در مورد رضا اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت   توسط جعفر ابراهیمی ازندریانی  | 

                                                                                                                                                                            رضا عباسی علی رغم گذشت 100 روز از بازداشتش هنوز به صورت بلاتکلیف در زندان صفر آباد زنجان است بنا بر خبر ها او در قرنطینه زندان به سر می برد. در مورد علل این بلا تکلیفی دو نظر در بیرون از زندان و بین دوستان مطرح   است و به آن دامن زده می شود .
 از یک طرف برخی این نوع برخورد با رضا را به لجاجت او در مواجه با بازجو ها آن هم به زمان قبل باز داشت ربط می دهند. زمانی که وی در بیرون از زندان بود و آنها می خواستند او را ساکت و منفعل کنند   .مشکل تراشی و مانع از سر کار رفتن رضا و احضار های مداوم رضا در این زمینه قابل بررسی است. کسانی که گمان می کنند رضا صرفن بخاطر یک شوخی smsی در زندان به سر می برند دچار تقلیل مساله شده اند ادامه این نوع برداشت همان چیزی است که زندانبانان می خواهند یعنی لوس کردن حقوق یک زندانی که بخاطر ابتدایی ترین حقوقش باید قرنطینه صفرآباد را تحمل کند .
از طرف دیگر برخی از دوستان وضعیت رضا را ناشی از مقاومت وی ذر راستای ایستادگی بر مواضع می دانند و در برخی موارد تمام مطالبات او را تا سطح خواست های قومی فرو می کاهند. اگر چه نگارنده رضا را در شرایط فعلی بعنوان یک هویت طلب ترک می شناسد. ولی معتقدم به لحاظ تاکتیکی ونیز استراتژیک تاکید بر بعد منطقه ای حرکت در آذربایجان و فروکاستن مطالبات به بعد فرهنگی نمی تواند راهگشا باشد. کما اینکه رضا همواره با" تبعیض" و در هر شکل آن مشکل داشته و "تبعیض زبانی و فرهنگی" بخاطر عینیتش در آذربایجان برای او جایگاه ویژه ای یافته است.
با این وجود به نظر می رسد رضا به خاطر ویژگی های خاص و فعالیت های اجتماعی اش هزینه صفر آباد را می پردازد. نگاهی به فعالیت های او نشان می دهد که وی بخاطر داشتن پاره ای خصلت های ویژه همواره در کانون فعالیت ها بوده است . گذشت و صداقت مثال زدنی رضا در کنار  جدیتی که همواره اندکی از شوخ طبعی را به همراه داشت نکته ای نیست که بتوان آن را در موقعیت تاثیر گذار رضا نادیده گرفت . اگر امروز برای دوست دربندمان کاری نمی توانیم انجام دهیم لا اقل تحت تاثیر القاعات زندانبان ها ارزش کار او را تقلیل ندهیم.
به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت   توسط جعفر ابراهیمی ازندریانی  | 

شعر مبارز من بر خیز سروده دوست عزیزمان  نادر محمدی است. نادر بعد از مرگ رضا این شعر را تقدیم رضا کرد ، شعری که رضا بی نهایت دوستش داشت و موقع همخوانی غلط هایم را اصلاح می کرد. شعر و تصویر را در وبلاگ دوست گرامی ،آقای اشرف نژاد ببینید.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت   توسط جعفر ابراهیمی ازندریانی  | 

به تمام دوستانی که دوست فقیدم رضا ندیمی فر را می شناختند توصیه کردم که مطلبی درباره رضا بنویسند بخاطر فرا رسیدن سالروز رفتن همیشگی اش . با این وجود تصور نمی کردم با  انبوه خاطراتی که از رضا دارم خود نتوانم چیزی  بنویسم . نه می توانم از صبح گاههای مشترک واحد ۳۰۲سیمرغ ۲ چیزی بخاطر  آورم و نه از چهره ر ضا وقتی با ۴ پک سیگارش را تمام می کرد . تنها به خاطر می آورم بعد از ظهر روز ۷/۷/۱۳۸۳ را و رضا را که به من می گوید:تو خونه ای . و  این حرف را طوری می گوید که می خواهد موقع برگشتن پشت در نماند . و روز های بعد را، که انتظار مرا و دوستان را ، خبر پیدا شدن جسدش  در گلاب دره پایان داد . بعد از آن زندگی در آپارتمان های نواب  دیگر لطفی نداشت ولی انگار قسمت من است تا هر روز صبح صندلی خالی رضا را روی تراس خانه ام ببینم که دیگر کسی روی آن سیگار نمی کشد رضا از آپارتمان های نواب بخاطر تراس خوشش می آمد. چرا که آنجا بدون مزاحمت من می توانست تا انتها سیگارش را بکشد و به نقطه ای خیره شود که من هرگز نفهمیدم کجا بود. 

 

 

خارج از دستور :آخرین وضعیت دوست دربند رضا عباسی را در اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت   توسط جعفر ابراهیمی ازندریانی  |