جناب آقاي فرزاد کمانگر
آن روزها دفترهاي بي گناهي در دست ، اين چنين مي انديشيديم با حيرت که پاسخ سخن حق معلم آيا شلاق است و زندان ؟!
به راستي اين بي شمار معلماني که دردي مشترک را فرياد مي کنند قانون و حق سزايشان را چه مي داند ؟ سرود ما که نداي عدالت است و آزادي آيا انعکاسي جز در عرصه ي تاريخ خواهد داشت ؟!
همکار گرامي ،
شما بزرگوار که با تحمل مرارت هاي بسيارجوياي حق و عدالت شده ايد در حقيقت کارنام درخشان خود در دفاع از آرمان هاي انساني را نزد معلمان اين مرز و بوم پر برگ تر و پربارتر نموده ايد.
تلاش تان را سپاس مي گوييم و آزادگي تان را مي ستاييم .
کانون صنفي معلمان ايران
در تمام مدتی که به عنوان معلم مشغول به کار بوده ام مناسبت های رسمی را کوشیده ام به واسطه محتوایی که دارند مورد ارزیابی قرار دهم . به همین خاطر تا به امروز هرگز روز معلم برایم ارزش و اهمیتی نداشته است بخاطر اینکه گمان می کنم این روز بسان فرمی است که محتوا را نمایندگی نمی کند از این رو دوستانو دانش آموزانم این روز را به من تبریک نمی گویند. ولی به چند دلیل امسال به استقبال این روز می روم و 12 اردیبهشت را گرامی می دارم.
اول اینکه این روز بهترین فرصت برای اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر است . دیگر برایم مهم نیست که این مناسبت و نامگذاری رسمی است آنچه اولویت دارد نجات جان فرزاد کمانگر است همان عمل شایسته ای که مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران انجام می دهند.
دوم اینکه امسال فراخوان معلمان تهران بر سر آرامگاه یک معلم ، دکتر خانعلی ، است که در اردیبهشت 43 به ضرب گلوله جان سپرد این امر نقطه عطفی برای معرفی و تاریحچه واقعی روز معلم می تواند باشد.
سوم اینکه امسال در جایی درس می دهم که در تامل با دانش آموزانش به من حس معلم بودن دست می دهد البته معلمی کاملا خارج از کلیشه های متداول آیین نامه ای آموزش و پرورش.
این دلایل مرا قانع می سازد که از فرصت پیش آمده برای تعمیق خواسته های به حق معلمان استقبال نمایم و فارغ از برخی ذهن گرایی همراه با وبلاگ نویسان و معلمان برای آزادی فرزاد تلاش کنم.
به امید رهایی و آزادی تمام زندانیان عقیدتی و سیاسی .
به نام آزادي
بر اساس گزارشات دريافتي مجموعه ، گروهي از وبلاگ نويسان ايراني در اقدامي خودجوش تصميم گرفته اند تا روز 12 ارديبهشت ماه به عنوان روز معلم در ايران را تبديل به صحنه همبستگي وبلاگ نويسان ايراني با معلم اعدامي فرزاد کمانگر نمايند . آنچه در پي مي آيد بيانيه ارسالي وبلاگ نويسان حامي اين طرح ميباشد ، مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران نيز بدينوسيله حمايت بي دريغ خود را از برنامه مذکور اعلام و از تمامي مدافعان حقوق بشر نيز دعوت به پشتيباني از اين طرح انسان دوستانه مينمايد.
متن اطلاعيه
فرزادکمانگر ، معلم کامياراني ، با 12 سال سابقه ي تدريس ، عضو هيئت مديره انجمن صنفي معلمان کامياران ، عضو شوراي نويسندگان ماهنامه فرهنگي - آموزشي رويان ، عضو هيئت مديره انجمن زيست محيطي کامياران
( ئاسک ) و از اعضاي مجموعه فعالان حقوق بشر درايران است.
فرزاد ، در مرداد ماه سال 1385، بدون هرگونه اتهامي ، دستگير و در زندانهاي اوين و رجائي شهر تهران و بازداشتگاه هاي اطلاعات کرمانشاه و سنندج ، تحت شديد ترين شکنجه هاي جسمي وروحي قرار گرفت که شرح آن در رنجنامه او مکتوب است . در پانزدهمين ماه بازداشت ، دردادگاهي غير علني و مغاير با قانون که فقط 7 دقيقه به طول انجاميد ، اين معلم نازنين عليرغم تبرئه از تمامي اتهامات نارواي پيشين ، نه تنها آزاد نگرديد ، بلکه بدون هرگونه سند و مدرکي به عضويت در يکي از گروههاي معاند نظام متهم گرديد و مجرم شناخته شد و به دليل جرم ناکرده ، محکوم به اعدام شد .
صحبت از آزاد مرديست که نه کوه را ميتوان به استقامتش تشبيه نمود ، نه خورشيد را به نورافشانيش و نه دريا را به بيکرانگي اش . با اين همه ، بالا نشينان ، تيشه ميزنند قامت کوه را و پنهان ميکنند پنجره خورشيد را تا در همين سياهي ها ، مدفون کنند دريا را در کام خشک زمين .
مگر ميشود بر دامنه کوه نشست و فرو ريختنش را تماشا کرد ؟ مگر مي شود در سياهي ماند و خورشيد را ازياد برد ؟ مگر مي شود کوير را طي کرد بي آنکه اميد رسيدن به دريا باشد؟ نه ، نميشود . مانيز از بين مي رويم زير بار فرو ريختن کوه ، گم مي شويم در شبهاي تاريک و بلند بي فردا و هلاک مي شويم تشنه در امتداد سراب . بايد فکري کرد براي او ، براي من و براي ما .
با تو هستم . تويي که هنوز مي توان ديد بيداري وجدانت را در رد اشکي که بر گونه هايت هميشگي است ، در فريادي که بر سکوت معنا دار نوشته هايت طنين انداخته و در دستاني که با تمام جراحت هايش باز هم دستان نيازمندان را به گرمي مي فشارد .
فرزاد ، مردي ازتبار باران ، محکوم به مرگ است . بر ماست که خاموش ننشينيم و همچون هميشه يکصدا فرياد شويم . روز 12 ارديبهشت ، بهانه زيبائي است براي دوباره يکي شدن . بيائيد يکدل و يکزبان با اعلام اين روز به نام روز " همبستگي با معلم رنجديده فرزاد کمانگر " حمايت خود را از اين آزاد مرد به نمايش بگذاريم وتا لغو حکم اعدام وي ، از پاي ننشينيم ....
بي شک ، هيچکداممان روز 10 بهمن را از ياد نبرده ايم . روزي که وبلاگ نويسان ايراني در يک اقدام هماهنگ و قابل تحسين اسم وبلاگ خود را به "10 بهمن روز همبستگي با دانشجويان زنداني " تغيير نام دادند و اين اقدام باعث شد که دانشجويان زودتر آزاد شوند . حال يک بار ديگر به حمايت شما عزيزان نيازمنديم و اين بار براي همبستگي با معلم دربند فرزاد کمانگر . از همه شما دوستان عزيز مي خواهيم که حمايت خود را از ما با گذاشتن کامنت در وبلاگ اعلام داريد تا حمايت شما از ما در وبلاگ اعلام شود.
روز 12 ارديبهشت (روز معلم ) را روز همبستگي با فرزاد کمانگر مي ناميم و از همه وبلاگ نويسان آزادي خواه و آزادانديش مي خواهيم براي حمايت از فرزاد در اين روز اسم وبلاگشان را به " 12 ارديبهشت روز همبستگي با فرزاد کمانگر " تغيير نام دهند . باشد که در طي اين حرکت ستودني عزيزي از بند رها گردد و به آغوش خانواده باز گردد .
منبع:مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران