تبليغاتX
هیمه - فردا از آن توست

نامه ای به دانش آموزانم  

سلام دوستان خوب من

دانش آموزانم در سعید آباد ، مهدیه ، سپاهان ، بادامک ، خادم آباد ، نصیر آباد ، فردوس، علی آباد و ...

این سه نقطه آخر را برای آن دانش آموزانی می گذارم که احتمالا محل سکونتشان در نقشه قید نشده است آدم های خانه به دوشی که شرایط محل سکونتشان را تعیین می کند.

عزیزان پر از امید

روزهای آخر سال ، تعطیلی و تعلیق این مجال را نداد تا چشم در چشمان پر از شوقتان بنگرم و با شما آمدن بهار خجسته را زمزمه کنم. هر چند تعداد زیادی از شما از تعطیلات تنها کار دستمزدی عایدتان می شود هر چند بعد از تعطیلات وقتی برمی گردید شب هایی را می شمارید که شب کار بودید و روزش هم از فرط خستگی در خواب. هر چند  ممکن است بعضی از شما دوباره به مدرسه برنگردید مثل اسکندر و محمد میثم و ... و  کمک به درآمد خانواده را بر ادامه تحصیل تر جیح دهید. هر چند از مسافرت های انچنانی خبری نیست هر چند  بوی عیدی سر سفره هفت سین نداشته نوروزتان  بخاطر بوی نفتی که بر سفره است حال آدم را به هم می زند و هزاران هر چند دیگر. اما! خجسته بهار در راه ، این پیروز طبیعت ، این امید فردا به سان آن شعری که بر تخته سیاه کلاس سرد زمستانی اتان می نوشتم مال شماست یادتان هست این شعر :

بی دریغ و درد

بی لحظه ای تامل سرد

بخوان دوباره ای شکوفه مقدور

ای کودکی گل

فردا از آن توست

بچه های خوب کاوش

می دانم در 6 ماه گذشته از پس معضل افت تحصیلی در درس ریاضی بر نیامدیم . می دانم این درس پر از مساله تا چه حد ذهنتان را مشغول کرده است ولی ما با هم تلالش کردیم ما با هم کوشیدیم تا در حد توان بر این مساله فایق آییم اما یادتان باشد حل این تضاد هم خارج از حل بسیاری مسایل دیگر نیست بخاطر همین تا حالا پایم را در جلسات گروه ریاضی نگذاشتم در جلساتی که کارشناسان به اصطلاح آموزشی حل مساله افت تحصیلی را به متد های تکنیکی ریاضی محدود می کنند و به خود اجازه می دهند برای تمام فرزندان این خاک چه آنان که از لای پر قوی خیابان فرشته از خواب بیدار می شوند و چه دانش آموزان من که با صدای فریاد معلم از خواب برمی خیزند بخاطر آنکه شب دستفروش بوده اند و پلیس به آنها شک کرده و در بازداشت تا صبح سگ لرز زده اند. من کوشیدم در حد توان روابطم را خارج از کادر در س ریاضی و مناسبات معلم و شاگردی با شما تنظیم کنم نمی دانم تا چه حد موفق بوده ام ولی امیدوارم دوستی ما پایدار باشد . وقتی می گویم کلاس یک تعامل دو طرفه است این مساله برایم تنها یک شعار اموزشی نیست چرا که بعد از این همه تبلیغات در مورد آموزش و پرورش نوین ، هنوز مدارس ما به سبک مکتب خانه ها و با شیوه های میرزا بنویس های قدیم اداره می شود و اگر ابتکاری هم هست ابتکار برخی همکاران فهمیده است که در قالب مسلط آیین نامه ها خود را جای نداده اند مثلا قانون منع تنبیه تنها برای فرزندان  25درصد این جامعه قابل اجراست همان هایی که احتمالا باباهای شکم گنده دارند یا باباهای روشنفکر!  که الحمد الله شما به آن خانواده ها تعلق ندارید و چوب میرزا همیشه بالای سرتان حاضر است . به خاطر همین مساله است که همیشه با شما می کوشم جنس دیگری از آموزش را تمرین و تجربه  کنم ولی اعتراف می کنم در یک ساختار متصلب آموزشی حرکت مثبت فردی مانند رنگین کمان است گذرا و سریع و بدون قدرت ماندگاری .  اما این مسایل نباید ما را از حرکت و تغییر مثبت وادارد. بارها تاکید کرده ام بستر جامعه نابرابر مانند زمین عقرب خیز است و اگر خوب مراقب نباشیم هر لحظه خون ما سمی خواهد شد ما باید این بستر نابرابر را به سود انسان تغییر دهیم و از هیچ کوششی دریغ نکنیم.

امیدوارم نوروز پیش رو نوروز تغییرهای مثبت و تعالی بخش باشد و ما را در مدار جدیدی از تکامل و پیشرفت به سوی آرمانهای انسانی قرار دهد

زیاد قربانتان

جعفر ابراهیمی ازندیانی

اسفند 86

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط جعفر ابراهیمی ازندریانی  |